ظاهرا  زندگی شغلی  () برای خود یک  بی ثباتی را ایجاد نموده است  و در چند سال اخیر حداقل ۱۵ منزل عوض کرد ه ایم .

بعد از یک سال  زندگی در ولنجک  که صبحها با صدای بلبل و چکاوکهای محل که در حیاط منزل  زندگی می کردند بیدار می شدیم از اواخر تابستان بانک رحیل توسط اعضای خانواده نواخته شد خیلی تلاش شد برایشان استدلال بیاورم کجا می توانید چنین خانه ای و چنین محله ای  پیدا کنید که در تابستان غیر از دو روز نیازی به کولر نداشته باشد اما کسی گوشش بدهکار نشد  در نهایت به رفراندم تن دادم در رفراندم مانند همیشه شکست خوردم در نهایت به ایاشن گفتم به شرطی خانه را عوض می کنم خانه از  هر نظر بهتر از اینجا باشد بالاخره همه گشتیم بیش از سی خانه از بالاترین منطقه تهران  آقای حسینی  صاحب بزرگترین املاکی  شمال تهران و ولنجک نیز از هیچ کمکی فرو گذار نکرد اما در نهایت  به منزلی زیبا  متعلق به دانشگاه تهران نقل مکان کردیم واقعیت این است که در این منزل نیز پرندگان زیادی هستند و با صدای آنان در صبح شبهای طولانی تابستان را روز می نمایم . روزهای اول که آمدیم سعید می گفت خوب الحمدالله اینجا نیز پرنده هست تا بابا  ما را مورد  انتقاد قرار ندهد اما به ایشان گفتم آریپرنده هست اما آیا میدانی وقتی صبحه در ولنک می رفتم نان بخرم روباه  می دیدم  مثل اینکه در روستا هستیم . سعید در این خصوص نتوانست جوابی بدهد اما فردایش به من زنگ زد که بابا روباه هم اینجا دارد  چون بعد از مدرسه در حالی که پشت پنجره داشتم حیاط را نگاه می کردم یک روباه قشنگتر از روباه ها ی ولنجک دیدم   با توجه به صداقت سعید شکی نداشتم که راست  می گوید اما باورش هم برایم خیلی سخت بود تا اینکه دو شب بعد خودم روباه را زیارت کردم  . و دوستان و همسایگان نیز گفتند این روباه هفت سال است در این مجتمع زندگی می نماید .