در یکی از شبهای آذر ۹۰ پنجشنبه شب ۲۳ آذر در حالی که منزل سید مرتضی بودیم متوجه شدم دایی سید کمال در کانال چهار تلویزیون ایران در مورد رازهای موفقیت خود صحبت می کند . واقعا افتخار کردم به دایی عزیز همچنینبزرگی خداوند را ستودم که باعث موفقیت ایشان شده است چون واقعا دایی از ابتدا فردی سالم بود حتی یادم می آید زمانی که ایشان جوان بود و ما نوجوان و هنوز حکومت شاه بر ایران حکومت می نمود ایشان خیلی نسبت به مسائل اسلام غیرت داشت . به طور نمونه یادم می آید در روستای زیبای ما که انهار و باغهای زیاد ،زیبا و دل انگیز داشت و دارد عده ای از استان در تابستان ها برای خوشگذارنی و استفاده از فضای باغها و انهار این روستا را انتخاب می نمودند دایی جان نسبت به خوشگذرانی بیش از حد خیلی حساس بود و اگر کسی را قصد شرب ... و شنگول شدن را داشت با آن بر خورد می نمود و حتی تا درگیری فیزیکی پیش می رفت باز به خاطر دارم یک بار با ماشین جیپش رفت بود به بیشه و دیده بود چند نفر در حال .. شیشه های آنها را گرفته بود و درگیری سخت و در نهایت آنها را مجبور به ترک بیشه ( منطقه خوش آب و هوا و مملو از درختان زیبا و نهر های اب)نموده بود اما روز بعد که دایی به نطنز رفته بود آن دو جوان جاهل دایی را با چاقو مورد حمله قرار داده بودند وقتی مادرم متوجه شد در آن روز تابستان باهم به خانه مادر بزرگ در محله آنها رفتیم و دایی با اینکه چاقو خورده بود روحیه خوبی داشت چون معتقد بود برای اسلام است ایشان این رفتار انقلابی را تا سالها ادامه داد زمانی که در تظاهرات اول انقلاب با شاه و طاغوتیان مبارزه می کردیم بعدا که به دفتر ( منافقین) حمله می کردیم و کمال عزیز با غضب به آنها حمله می نمود تا وقتی که معلم مدرسه بود و یا قبل از آن وقتی سپاه دانش بود و برای مرخصی می آمد . همه این تاریخ گذشته را به یاد آوردم اینکه خداوند بزرگ چگونه برای ما برنامه ریزی نموده است .
آری دایی جان در صحبتهایی که راز موفقیت خود رابیان داشت صحبتهای خیلی خوب خالصانه و و عمیقی داشت اما برای من جالب بود که از این فرصت استفاده نمود و از همسر مومنه خود نیز تشکر کرد و این موفقیت را مرهون فداکاریهای ایشان دانست . این اظهارات ایشان برایم جالب بود و نشان از این داشت که فرهنگ عشق و دوستی به همسر در خانواده ما نهادینه می باشد .
یکی از دوستان که از به دلیل اینکه با هم ماموریت بودیم خیلی با من نزدیک بود با به من می گفت در هیچ خانواده ای ندیده ام که رابطه عشق و دوستی به همسر مانند خانواده شما باشد من به ایشان می گفتم این مسئله ارثی است .
موفقیت دایی عزیز را به ایشان خود و همه دوستان تبریک می گویم و از خداوند بزرک برای همه به خصوص بستگان و دوستان آرزوی موفقیت بیشتر می نمایم .