سوریه پس اط سقوط بشار اسد

 

سوریه پس از سقوط

سيدولي رضا نصر*

در هفته گذشته آقای اسد کنترل بخش های مهمی از کشور را از دست داده است و اپوزیسیون با همدردی خارجی تشویق شده است

۲۸ ژوئیه ۲۰۱۲

مخاصمه در سوریه به نقطه بحرانی رسیده است، ولی نه آن نقطه که امیدی به پایان سریع جنگ باشد. با یا بدون بشار اسد به عنوان رهبر، سوریه تمامی ویژگی های یک جنگ خونین و طولانی داخلی را دارا می باشد: طرفینی با توانی های مشابه که آمادگی برای آتش بس نداشته و قدرت های خارجی که بدنبال اهداف خاص خود بوده و در یافتن نقطه نظرات مشترک ناتوان هستند. هیچ راه آسانی برای خروج از این بن بست که ثبات کل خاورمیانه را تهدید می کند، وجود ندارد. بنابراین ایالات متحده و متحدینش بایستی همکاری متحدین اسد (روسیه و بخصوص ایران) را پیگیر شوند. همکاری مذکور بایستی بدنبال یافتن ترتیباتی از مشارکت در قدرت در سوریه پس از اسد باشد که همه طرف ها می توانند از آن پشتیبانی کنند، هر چند که چنین امری بسیار مشکل باشد. واشنگتن تا کنون تحولات سوریه را از دریچه یک شکست تحقیر آمیز استراتژیک برای ایران دیده است و عمدتاٌ با کنار گود نشستن، برای جلب همکاری دیپلماتیک روسیه تلاش کرده است. دولت و همچنین منتقدینش ممکن است فکر کنند دخالت دادن ایران در هرگونه حل و فصل مخاصمه به تهران راه تنفسی خواهد داد و گفتگوها در مورد برنامه اتمی ایران را به عقب خواهد راند. ولی تجزیه سوریه و زنجیره حوادثی که بطور اجتناب ناپذیری بدنبال خواهد داشت، تهدید بزرگتری از برنامه هسته ای ایران برای خاورمیانه و منافع درازمدت آمریکا در منطقه است. ایران به مراتب بر رهبری سوریه نفوذ بیشتری از روسیه دارد. اگر انفجار در سوریه به بیرون از مرزهایش گسترش یابد، همه بازنده خواهد بود. این مخاصمه به کشورهای همسایه یعنی عراق، لبنان، اردن و ترکیه سرریز خواهد شد. لبنان و عراق بویژه شکننده هستند. آنها هم از رقابت های جماعتی- فرقه ای مرتبط با شکاف علویان- سنی های برای کسب قدرت در کشورهمسایه خود برخوردار هستند. در هفته گذشته آقای اسد کنترل بخش های مهمی از کشور را از دست داده است و اپوزیسیون که با حمایت و همدردی خارجی تشویق شده است، از شتاب ایجاد شده پس ار بمب گذاری دمشق که منجر به کشته شدن چندین مشاور کلیدی امنیتی اسد شد، بهره برداری کرده است. تغییر در توازن بوجود آمده مهم ولی تعیین کننده نمی باشد. در عوض زمینه را برای یک نبرد طولانی مدت که سوریه را بین معارضینی که با هم خواهند جنگید و نواحی تحت کنترل حامیان اسد تقسیم خواهد کرد. در حال حاضر دولت اسد به اندازه کافی پشتیبان و قدرت نظامی برای ادامه جنگیدن دارد و هیچ علائمی دال بر تسلیم شدن از خود نشان نداده است. غالب اقلیت های علویان سوریه، مسیحیان و کردها بهمراه بخشی از عرب های سنی آقای اسد را بر آنچه آنها واهمه دارند در صورت سقوط اسد جایگزین شود، ترجیح می دهند. این گروه ها در مجموع حدوداٌ نیمی از جمعیت سوریه را تشکیل می دهند و بقیه عمدتاٌ سنی هستند. در همین حال مخالفین متشکل از صد گروه و فاقد رهبری سیاسی روشنی بوده و در حال گرفتن سرزمین های بیشتری هستند. حتی اگر آقای اسد داوطلبانه کنار رود، ماشین نظامی او که تحت کنترل علویان است به همراه متحدینش از دیگر فرقه ها با در اختیار داشتن بخش های بزرگی از خاک کشور به جنگ ادامه خواهند داد. پس از آن سوریه از هم خواهد پاشید و جنگ تعیین خواهد کرد چه کسی چه بخشی از سوریه را در اختیار خواهد داشت، وضعیتی شبیه یک لبنان بزرگتر در دهه هفتاد. پاکسازی قومی، سرازیر شدن پناهندگان، فاجعه انسانی، و فرصت هایی برای القاعده نتیجه این شرایط خواهد بود. در لبنان، یک دهه و نیم خونریزی تنها با کمک سوریه و دخالت ارتشش بعنوان ایجاد کننده صلح، متوقف گردید. شرایط فرقه ای مشابهی عراق را پس از حمله آمریکا طعمه خشونت کرد. در آنجا تقویت تعداد نیروهای نظامی آمریکا در سال ۲۰۰۷ به توقف جنگ کمک کرد. در سوریه سربازان خارجی ای وجود ندارند که چنین نقشی را ایفا کنند و احتمال ضعیفی وجود دارد مادامی که جنگ ادامه دارد، نیروی خارجی ای اعزام شود. ولی هنوز برای جلوگیری از بوقوع پیوستن بدترین شرایط در سوریه زمان وجود دارد، ولی نیازمند تصمیم های سخت بوده و محاسبه مجدد در خصوص اینکه چه چیزی ممکن است. حتی با توجه به وتوی روسیه و چین، که فکر می کنند غرب در لیبی از محدوده مصوبات سازمان ملل فراتر رفت، آمریکا و متحدینش هنوز بر روی فشار های بین المللی و جلب کمک برای اپوزیسیون به منظور ساقط کردن اسد متمرکز هستند. این هدف اشتباه است، زیرا جنگ را خاتمه نخواهد داد. هدف دیپلماسی در عوض بایستی تنظیم ترتیباتی برای مشارکت در قدرت پس از اسد باشد که همه طرف های درگیر با آن موافقت داشته باشند. چنین هدفی می تواند سوری هایی را که در کنار اسد مانده اند نهایتاٌ متقاعد کند که جنگیدن را رها کنند، نه فشار بیشتر بر دولت و مجادله بین قدرت های خارجی. دلائلی برای امیدواری وجود دارد که روسیه و ایران وارد چنین چانه زنی ای خواهند شد. هردو تمایل دارند چهره مخدوش شده خود در جهان عرب را بازسازی کنند و ایران نگران سرنوشت بیش از یک میلیون شیعه مسلمان در سوریه است. سقوط اسد برای غرب بدون یک برنامه برای گذار به دوران بعدی، یک پیروزی پر هزینه خواهد بود و آغاز خونریزی بیشتر. یک برنامه گذار باید ترکیه را که دارای مرزی طولانی با سوریه بوده و قدرت نظامی تأثیر گذاری بر روی مخاصمه دارد نیز شامل شود. ولی مهمترین مشارکت کننده ایران خواهد بود. ایران به تنهایی بر روی آقای اسد نفوذ داشته و مورد اطمینان بخش های مختلف دولت اوست که می تواند آنها را وادار به پذیرش برنامه انتقالی کند. هم اکنون ایران در یک بلاتکلیفی بسر می برد، نه می تواند او را رها کند و نه او را نجات دهد. ولی بحث های شدیدی بین رهبران آن در جریان است که در بین آنها برخی خواهان پایان دادن به حمایت قاطع از اسد هستند. زمانی که یک برنامه انتقال تهیه شد بایستی این را به خاطر داشت: هیچ برنامه ای بدون ضمانت نیروهای خارجی برا ی به اجرا گذاشتن آتش بس و حفاظت ازجوامع اقلیت شکست خورره که از اسد حمایت کردند، معتبر نخواهد بود. تا زمانیکه آمریکا و متحدینش وارد معامله با روسیه و ایران نشده اند، و در خصوص چگونگی مدیریت سقوط اسد جدی نشده اند، جنگ و تهدید منطقه فقط می تواند گسترش یابد. منبع: نیویورک تایمز * ولی نصر هم اکنون رئیس مدرسه مطالعات عالی بین المللی دانشگاه جانز هاپکینز است که قبلاٌ مشاور نماینده ویژه رئیس جمهور اوباما در امور افغانستان و پاکستان بود.

ده میوه ضد سرطان

 خبرگزاری شینهوای چین تصاویر ۱۰ میوه را منتشر کرده است که گفته می‌شود مصرف مداوم آنها از سرطان جلوگیری می‌کند.

خبرگزاری فارس: ۱۰میوه ضد سرطان+عکس

به گزارش فارس، خبرگزاری شینهوای چین تصاویر 10 میوه را منتشر کرده است که گفته می‌شود مصرف مداوم آنها به دلیل وجود ماده مفید آنتی اکسیدان از سرطان جلوگیری می‌کند.

نارنگی

زردآلو

انجیر

توت فرنگی

خرما

نوعی شاه بلوط که به آن جگن چینی هم گفته می‌شود

موز

گلابی

سرخ ولیک یا تاتوره

کیوی